تبلیغات
جرعه ای از ذکر ؛ جرعه ای از عشق ... - خلقت معصومین ظلم است به ما !!!
 
جرعه ای از ذکر ؛ جرعه ای از عشق ...
باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم / شد شد ؛ نشد دهنم را عوض کنم (!)
                                                        
درباره وبلاگ

ساده ولی پرمحتوا (!)

خدا جون تو هم چه انتظارهایی داریا !
ما به یادت باشیم ؟؟؟!!!
دمت گرم (!) ما مثلاً اشرف مخلوقاتیما !!! ...
واقعاً ما پر روییم (!) حالا بگو نه !
خدایا شاید فرشته ها راست می گفتند ... ولی نه من خودمو اثبات می کنم ... (حمید )
مدیر وبلاگ : حمید
نویسندگان
نظرسنجی
سلام . وبلاگ را چگونه ارزیابی کردید؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پنجشنبه 1 تیر 1391 :: نویسنده : حمید

(این متن را با دقت و کلمه به کلمه بخوانید!)

(چکیده و روان شده یک مبحث پیچیده فلسفی است)

به وی گفتم: " استاد خطی را میشناسم که بسیار در نوشتن

ماهر است و خط بسیار زیبایی دارد و نوشته‌هایش با لب

ولوچه‌ات بازی می‌کند!!"

گفت: "آیا نمونه‌ای از خط وی را داری تا به رسم ادب بر دیده گذاریم

وکیف ببریم؟...

و یا شاگردی دارد که برویم و جلویش زانوی ادب بزنیم و مخش به

کار گیریم،تا به ما نیز بیاموزد؟!؟"

گفتم: " این الان رسم ادب بود دیگر؟! نه؟؟! ... نخیر... نداریم... هیچ

نمونه خطی از وی نداریم... اصلا تا به حال خطی زیبا از وی بیرون

نیامده است! ولی استادی است بس کولاخ و خفن!"

گفت: " این چه استاد خطی است که خط زیبا از وی دیده نشده

است؟!

چه استاد عاقلی است که حتی یک شاگرد هم تربیت نکرده

است؟؟!

پس استادی اش را با خود میخواهد به گور ببرد؟! اصلا از کجا معلوم

که استاد ماهری است؟؟!! فکر کردی واقعا من "که" هستم؟!

پوستم مخملی است؟؟!! گوشهایم دراز است؟؟! با دمم خودم را

میخارانم؟؟؟ گوشهایم طوسی است و به سمت صدا برمیگردد؟؟!

دستهایم را ببین؟ سم دارد؟؟!!و...

گفتم: "هوی! ادبت را بخورم!! خب دوست عزیز گرامی بی ادب!

تو که استاد بی خط و بی شاگرد را استاد نمیدانی، چگونه است

که می گویی معصوم بودن ائمه اطهار، ظلم است! خداوند نباید

کسی را معصوم بیافریند؟؟؟!!"

گفت: "نگرفتم! چه ربطی داشت؟!"

گفتمش: "خداوند به خاطر خالق بودنش و اینکه ته خلقت است و

آخر همه خوبی هاست و جهان هستی در ید قدرت اوست و همه

صفات را به صورت اتم و اکمل دارد، پس لزوما و عقلا بایستی

خلقتی بی نظیر و بی نقص هم داشته باشد تا بتوان از روی آن،

پی به عظمت و مهارتش در خلقت ببریم... و الا با همه ظرافتی که

در خلقت توست، چون آدم [...] هستی!، نمیتوانیم از روی خلقتی

چون تو! پی به بی نقص بودن خدا ببریم. استاد خطی که شاگرد

نداشته باشد و یا نمونه خط زیبا و بی نقص نداشته باشد که

استاد نیست! برود غاز بچراند!! از نظر فلاسفه، خداوند به دلیل

خالق بودنش و عالم بودنش، می‌بایست عقلا خلقتی بی نقص و

آفریده‌ای با حال و توپ و کامل نیز داشته باشد...که ما آن خلقت

بی نظیر و بی بدیل را به هزار و یک دلیل عقلی دیگر که تو جنبه

شنیدنش را هم حتی نداری، در امامان و پیامبران یافته ایم...

فهمیدی؟!!!!"

طفلکی بعد از شنیدن حرفهایم، توان راه رفتن و تکلمش را از دست

داد!

برگرفته از وبلاگ delangoon.blogfa.com و وبلاگ safozolal.blogfa.com

و من الله توفیق





نوع مطلب : جرعه ای از عشق ... ( مطالب شعر گونه و ... )، 
برچسب ها : داستان فلسفی، خلقت معصومین ظلمت است به ما !، بحث فلسفی،