تبلیغات
جرعه ای از ذکر ؛ جرعه ای از عشق ... - جملات قصار جدید !!
 
جرعه ای از ذکر ؛ جرعه ای از عشق ...
باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم / شد شد ؛ نشد دهنم را عوض کنم (!)
                                                        
درباره وبلاگ

ساده ولی پرمحتوا (!)

خدا جون تو هم چه انتظارهایی داریا !
ما به یادت باشیم ؟؟؟!!!
دمت گرم (!) ما مثلاً اشرف مخلوقاتیما !!! ...
واقعاً ما پر روییم (!) حالا بگو نه !
خدایا شاید فرشته ها راست می گفتند ... ولی نه من خودمو اثبات می کنم ... (حمید )
مدیر وبلاگ : حمید
نویسندگان
نظرسنجی
سلام . وبلاگ را چگونه ارزیابی کردید؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 31 خرداد 1391 :: نویسنده : حمید
امروز به من ثابت شد که ۲۰۱۲دنیا تموم نمیشه 
اخه یه چیپس خریدم انقضاشو نوشته بود ۲۰۱۵ 

سوار یه سیستم صوتی شدم طرف روش پراید بسته بود 

تو تبلیغه میگه، فلان صابون %۹۹باکتریها رو میکشه. من از همینجا به اون %۱ باکتری، به خاطر این ایستادگیِ پر غرور و پر افتخارشون تبریک میگم  امروز به من ثابت شد که ۲۰۱۲دنیا تموم نمیشه 
اخه یه چیپس خریدم انقضاشو نوشته بود ۲۰۱۵ 

سوار یه سیستم صوتی شدم طرف روش پراید بسته بود 

تو تبلیغه میگه، فلان صابون %۹۹باکتریها رو میکشه. من از همینجا به اون %۱ باکتری، به خاطر این ایستادگیِ پر غرور و پر افتخارشون تبریک میگم 

لذتی که در جلو رفتن توی صف هست 
در رسیدن به اول صف نیست ! 

امروز بعد ۳ ماه موهامو کوتاه کردم 
خودکارمو که گم کرده بودم توش پیدا کردم 

گوگل جان! ای دانایِ توانا بذار حداقل ۲ تا حرف از نوشتمو تایپ کنم بعد حدس بزن!!! آبرو حیثیتم رفت جلو بابام!!! 

هروقت رفتین دکتر ازتون پرسید "اینجا درد میکنه؟" بهش دروغ بگین ! 
چون دقیقا همونجا رو فشار میده لامصب ! 

نیمه ی گم شده ی من باید یه آدم خیلی ولگردی باشه كه تا الان پیداش نشده...یه 
همچین آدمی به درد زندگی نمیخوره...اصلأ بره بمیره 

تف تو تکنولوژی که هنو نتونسته بغل رو با اینترنت انتقال بده. تف...... 

دل مـیـگـــه آره 
تـجـربــه مـیـگـــه خـــفـــه! 

لباسا به دو دسته تقسیم می شن : ۱- کثیف ۲- کثیف ولی قابل پوشیدن !!! 
- این قانون واسه پسرا بیشتر کاربرد داره ! 

ما از اون پیرمرد، پیرزنای بی آزاری میشیم که حوصله ی کسی رو سر نمیبریم ! یه 
لپ تاپ بهمون بدن همه چی حله 

والا ما بچه بودیم همش اون خانوم مجری مهربونه بودا خانوم رضایی! 
میگفت: شما... 
مام میگفتیم: ما؟ 
میگفت: بعله شما که نزدیک تلویزیون نشستی، یکم برو عقبتر بشین! 
مام میرفتیم عقب! بعد میگفت: یکم عقبتر! 
آقا مام تا نزدیکیهای در ورودی میرفتیم عقب که نکنه لج کنه کارتون نشون نده..! 
یعنی یه همچین بچه دوست داشتنی ای بودیم ما..!





نوع مطلب : کمی لبخند، داستان، 
برچسب ها : کمی لبخند، جملات خنده دار، جملات قصار، جملات قصار جدید، نکته های پند آموز،