تبلیغات
جرعه ای از ذکر ؛ جرعه ای از عشق ... - ماجرای پرسش‌های سه یهودی از امیرالمؤمنین(ع)
 
جرعه ای از ذکر ؛ جرعه ای از عشق ...
باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم / شد شد ؛ نشد دهنم را عوض کنم (!)
                                                        
درباره وبلاگ

ساده ولی پرمحتوا (!)

خدا جون تو هم چه انتظارهایی داریا !
ما به یادت باشیم ؟؟؟!!!
دمت گرم (!) ما مثلاً اشرف مخلوقاتیما !!! ...
واقعاً ما پر روییم (!) حالا بگو نه !
خدایا شاید فرشته ها راست می گفتند ... ولی نه من خودمو اثبات می کنم ... (حمید )
مدیر وبلاگ : حمید
نویسندگان
نظرسنجی
سلام . وبلاگ را چگونه ارزیابی کردید؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

عصر خلافت خلیفه دوم بود. سه نفر از روحانیان برجسته یهود با همراهان، وارد مدینه شدند و باخبر شدند که خلیفه دوم، جانشین پیامبر خدا (صلّی الله علیه و آله) شده است. نزد او رفتند و پرسیدند:...

آیاتو پس از محمد(ص)، ولی امر مسلمانان هستی؟
خلیفه دوم گفت:
آری.
یهودیان گفتند: ما پرسش‌هایی داریم که اگر به آنها پاسخ صحیح
بدهی، مسلمان می‌شویم.
خلیفه گفت: بپرسید؛ به حول الهی پاسخ
می دهم.
یهودیان سؤالات خود را این‌چنین مطرح کردند:

– قفل‌های آسمان چیست؟

- کلید آن قفل‌ها کدام است؟

- چه قبری صاحبش را حرکت می‌داد؟

- چه کسی قومش را هشدار داد که آن قوم، نه جن بودند و نه انسان؟

- پنج موجودی که در زمین راه رفتند، بی‌آنکه قبلا در رحم مادر باشند،

کدامند؟

خلیفه دوم در پاسخ فروماند! سرانجام از علی (علیه السلام) تقاضا کرد تا پاسخ سؤال‌های یهودیان را بدهد.

امام علی (علیه السلام) به یهودیان فرمود: اگر به آن‌چه در تورات آمده، پاسخ شما را بدهم، مسلمان می‌شوید؟

یهودیان گفتند: آری.

علی (علیه السلام) فرمود: اینک پاسخ پرسش‌های خود را بگیرید:

- قفل‌های آسمان شرک به خداست. شرک باعث می‌شود که هیچ

عملی از مشرک بالا نرود تا قبول گردد.

- کلید این قفل‌ها گواهی به یکتایی خدا و رسالت محمد (صلی الله

علیه و آله) است.

- آن قبری که صاحبش را حرکت می‌داد، ماهی دریا بود که یونس (علیه

السلام) را بلعید و در دریا حرکتش میداد.

- آن که قومش را هشدار داد و از جنیان و انسان‌ها هم نبود، امیر

مورچگان بود که در عصر سلیمان (علیه السلام) به مورچگان دیگر که

نه از جن بودند و نه از انسان، هشدار داد که به لانه‌های خود بروید تا

سلیمان (علیه السلام) و لشگرش شما را پای‌مال نکنند.

- و اما آن پنج چیز که بدون پرورش در رحم، ناگهان در زمین حرکت

کردند، عبارتند از: آدم (علیه السلام) ، حوّا (همسر آدم(ع))، ناقه

(شتر) صالحِ پیامبر (علیه السلام)، قوچِ ابراهیم (علیه السلام) و عصای

موسی (علیه السلام).

در این هنگام دو نفر از آن یهودیان با گواهی دادن به یکتایی خدا و رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله) مسلمان شدند، ولی نفر سوم به آنان گفت: آن‌چه در قلب یارانم راه یافته، در قلب من نیز راه یافته است؛ اما برای کسب یقین، سؤال دیگری دارم و آن در ویژگی‌های داستان اصحاب کهف است که نام پادشاه آنها، نام سگ آنها و نیز نام شهر آنان چه بوده است؟

علی علیه السلام فرمود: نام شاه آنان، دقیانوس، نام سگشان قطمیر و نام شهرشان افسوس بود. سپس همه خصوصیات اصحاب کهف را از اول تا آخر بیان فرمود.

آن گاه به آن یهودی گفت: تو را به خدا قسم آیا گفتار من موافق تورات نبود؟

یهودی گفت: آری، حتی یک حرف کم و زیاد نداشت. سپس آن یهودی گفت: گواهی می‌دهم به یکتایی خدا و رسالت محمد (صلی الله علیه و آله) و این‌که تو جانشین بر حق رسول خدا هستی.

به این ترتیب، آن سه یهودی و همراهانشان در پرتو پاسخ‌های حضرت

علی (علیه السلام) مسلمان شدند.

منابع:

1)جمله‌های:

ـ آن‌که قومش را هشدار داد و جنیان و انسان‌ها هم نبود...(1) [چنان‌که این مطلب در آیه هیجده سوره نمل آمده است]

ـ سپس گفت گواهی می‌دهم به یکتایی خدا و رسالت محمد (ص) و این‌که تو وصی بر حق رسول خدا هستی(2)

از كتاب "إرشاد القلوب" ج 2، ص 270 تا281 (به طور اقتباسی) برداشت شده‌اند.

2)اصل داستان از کتاب: قضاوت‌های حضرت علی (ع) نوشته محمد محمدی اشتهاردی

بر گرفته از وبلاگ : صاف و زلال

www.safozolal.blogfa.com








نوع مطلب : جرعه از ذکر ( روایت و احادیث و ... )، 
برچسب ها : حضرت علی (ع)، حقانیت امام علی (ع)،