تبلیغات
جرعه ای از ذکر ؛ جرعه ای از عشق ...
 
جرعه ای از ذکر ؛ جرعه ای از عشق ...
باید که شیوه ی سخنم را عوض کنم / شد شد ؛ نشد دهنم را عوض کنم (!)
                                                        
درباره وبلاگ

ساده ولی پرمحتوا (!)

خدا جون تو هم چه انتظارهایی داریا !
ما به یادت باشیم ؟؟؟!!!
دمت گرم (!) ما مثلاً اشرف مخلوقاتیما !!! ...
واقعاً ما پر روییم (!) حالا بگو نه !
خدایا شاید فرشته ها راست می گفتند ... ولی نه من خودمو اثبات می کنم ... (حمید )
مدیر وبلاگ : حمید
نویسندگان
نظرسنجی
سلام . وبلاگ را چگونه ارزیابی کردید؟









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


دستورالعمل دوم

العبد محمد تقی البهجه

بسمه تعالی

هیچ ذکری، بالاتر از «ذکر عملی» نیست؛ هیچ ذکر عملی، بالاتر از « ترک معصیت در اعتقادیات و عملیات نیست. »

و ظاهر این است که ترک معصیت به قول مطلق، بدون « مراقبه دائمیه »، صورت نمی گیرد.

والله الموفق

العبد محمد تقی البهجة

منابع:

رضا باقی زاده، برگی از دفتر آفتاب: شرح حال شیخ السالکین حضرت آیت الله العظمی بهجت

سید مهدی ساعی، به سوی محبوب: دستورالعملها و رهنمودهایی از شیخ الفقها والمجتهدین، عارف ربانی حضرت آیه الله العظمی بهجت مدظله العالی

( برگرفته از سایت تبیان )





نوع مطلب : نکات اخلاقی، دل نوشته، جرعه از ذکر ( روایت و احادیث و ... )، جرعه ای از عشق ... ( مطالب شعر گونه و ... )، 
برچسب ها : آیت الله بهجت، نکات اخلاقی، دستورالعمل های عرفانی،




دوشنبه 9 مرداد 1391 :: نویسنده : حمید

نگاه کردن به علامت مثبت و عقب و جلو بردن سر از مانیتور ، دایره کوچکتر را می چرخاند .




نوع مطلب : کمی لبخند، 
برچسب ها : معما، خطای دید، مطالب سرگرم کننده،




شنبه 7 مرداد 1391 :: نویسنده : حمید

میگویند شتری خوابیده بود روباهی از آنجا می گذشت جلو آمد ودمش را با دم شتر

گره زد.شتر بلند شد...

دم کوتاه این دو به هم گره خورده بود.روباه معلق مانده ودر هوا تاب می خورد.

گربه ای این صحنه را دید واز روباه پرسید که چه به سرت آمده ؟

روباه گفت؟هیچ...با بزرگان وصلت کرده ام!

هم نشینی با بزرگان تورو بالا میبرد اگرچه خود نخواهی





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان، داستان ناب، داستان زیبا، نکات اخلاقی، نکات عرفانی،




جمعه 6 مرداد 1391 :: نویسنده : حمید

نه مرادم ، نه  مریدم
نه پیامم ، نه کلامم
نه سلامم ، نه علیکم
نه سپیدم ، نه سیاهم
نه چنانم که توگویی ، نه چنینم که تو خوانی
نه آنگونه که گفتند و شنیدی
نه سمائم ، نه زمینم
نه به زنجیر کسی بسته و برده ی دینم
نه سرابم
نه برای دل تنهایی تو جام شرابم
نه گرفتار و اسیرم
نه حقیرم
نه فرستاده پیرم
نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم
نه جهنم ، نه بهشتم
چنین است سرشتم
این سخن را من از امروز نگفتم ، نه نوشتم
بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم

حقیقت نه به رنگ است و نه بو
نه به های است و نه هو
نه به این است و نه او
نه به جام است و سبو

گر به این نقطه رسیدی
به تو سربسته و در پرده بگویم
تا کسی نشنود این راز گهربـار جهان را


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : شعر، شعر زیبا، خودشناسی، شعر عرفانی، شعر فلسفی، شعر جالب و پر معنا، رسیدن به خوشبختی و آرامش،




پنجشنبه 5 مرداد 1391 :: نویسنده : حمید
حضرت آدم (ع) به خدا عرض کرد : خداوندا ، شیطان را به من مسلط ساختی و مثل جریان خون در رگها ( که در من جریان دارد ) ، او را هم قادر کردی که به بدن من داخل شود.

خداوند فرمود : ای آدم ، در قبال این کار این امتیاز را به تو و فرزندانت دادم که 


ادامه مطلب را بدون مکث بخوانید .


نوع مطلب :
برچسب ها : توبه، داستان های زیبا، داستان های آموزنده، داستان، خدا، احادیث، روایت،




چهارشنبه 4 مرداد 1391 :: نویسنده : حمید
سه شنبه 3 مرداد 1391 :: نویسنده : حمید
چگونه سر بالا بگیرم و به درگاهت بیایم و بگویم :

الهی العفو ... که عفو و بخششت را می طلبم

اما باز هم جلوی نفسم را نمی گیرم ؟

چگونه شرمسارت نباشم در حالیکه هر چه جور و جفا از من می بینی

باز هم رشته ی مهر و دوستی ات را نمی گسلی و رهایم نمی کنی؟

چگونه ادعای بندگی کنم در حالیکه خود می دانم عبد تو نبودم و بنده ی نفس بودم؟

اما مهربان خالقم!

تنها چیزی که می توانم بگویم این است که با همه ی شرمندگی هایم ادعا می کنم که بنده ی تو هستم

و تنها کلامی برایت بگویم که نکند عمر به سر آید و این کلام را نگفته باشم

خدایا قلبم تشنه نور و عشق توست

هر روز به افكار و آرزوهایم بیا

به رویاهایم، در خنده هایم و اشكهایم

 از سر رحمتت در فراموشی هایم پدیدار شو

به عبادتم ، به كار ، زندگی و مرگم بیا

 خدایا ... یاریم كن تا به این مقام برسم كه احساس كنم كه كسی از من غنی تر نیست

زیرا از عشق و شادی برخوردارم

یاریم كن تا به این مقام برسم كه فقط تو را داشته باشم و لطف و عشق تو مرا لبریز كند

به این مقام برسم كه بگویم

بیا فقر ، بیا درد

 وقتی كه خدا شهریار قلب من است

 هیچ گزندی به من نمیرسد

همه چیز میگذرد

مانند رویا می آیند و می روند

من در شادی بی مرگی هستم و ترسی ندارم

زیرا كه او در من ساكن است

و سایه جاودانه او بر روح من حكمــفرماست

و اینک دستم را بر آستانت بلند می کنم که دستگیرم باشی

تو همانی که من می خواهم . پس مرا همان کن که تو می خواهی

آه خدایا ...


برگرفته از http://ma3ta.com/




نوع مطلب : دل نوشته، جرعه ای از عشق ... ( مطالب شعر گونه و ... )، 
برچسب ها :




دوشنبه 2 مرداد 1391 :: نویسنده : حمید

فرشته از شیطان پرسید:

قوی‌ترین ‌سلاح تو برای فریفتن انسان‌ها چیست؟

شیطان گفت: به آنها می‌گویم «هنوز فرصت هست». 

شیطان پرسید: قدرتمندترین سلاح تو برای امید بخشیدن به انسان‌ها چیست؟

فرشته گفت: به آن‌ها می‌گویم «هنوز فرصت هست».





نوع مطلب : دل نوشته، نکات اخلاقی، داستان، 
برچسب ها : داستان های عبرت انگیز، داستان، داستان های زیبا، داستان های دینی،




یکشنبه 1 مرداد 1391 :: نویسنده : حمید
آیا می توانید تصویر پایین را تشخیص دهید؟






راهنمای تشخیص


نوع مطلب : کمی لبخند، 
برچسب ها : تصاویر زیبا، تصاویر متحیر کننده، معما، مطالب سرگرم کننده،






( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...